تبليغاتX
راز گــــــــــــــــــل مـــــــرداب







باران : اسرار خدا لایق هر بی سرو پا نیست



راز گـــــــل مـــــــــــــرداب



پرنده های بی قفس



دوباره دل هوای با تو بودن کرده



موقعی هستم ندانی کیستم موقعی دانی که دیگر نیستم



آمار پروازها



به حباب فکر کن وقتی فکر میکنی که در اوج قدرتی



اسرار ققنوس و مسافر(راز گل مرداب)



تنها صداست که می ماند گل من





تعطیل شد

تعطیل شد

تعطیل شد

تعطیل شد

تعطیل شد

تعطیل شد

تعطیل شد


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 14:44 | |







کسی را سر زنش نکنید

شاید این سرزنش شما را به وضعیت مشابهی دچار کند


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 13:30 | |







تا می توانید دل کسی را نشکنیددل شکستن توفیق را از انسان می گیرد


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 19:14 | |







تمام گرفتاری های ما دوری از خداست


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 22:59 | |







تا بهشت دو قدم راه داریم:

قدم اول: خودمان را با دیگران مقایسه نکنیم

قدم دوم: در بهشتیم.


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 10:16 | |







الهی


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 16:34 | |







مردمی خدا را به امید بخشش پرستیدند. این پرستش بازرگانان است.
و گروهی او را از روی ترس عبادت کردند. این عبادت بردگان است
و گروهی وی را برای سپاس پرستیدند. و این پرستش آزادگان است!
(حضرت علی)

تسلیت


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 9:14 | |







سلام حتما متوجه تغییر قالب وبلاگ شدین اما این تغییر فقط تا آخر ماه مهربونی خداست


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 8:28 | |







 الهی دلم رو از محبت غیر خودت خالی کن


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 12:1 | |







سوء تفاهم

رفع سوء تفاهم : پست بازم شکست(قبلی) فقط فقط مربوط به خداست نه عشق زمینی نه عشق آدمکهای دور و برم خدا رو شکر هنوز عاشق نشدم که کسی بخواد دلمو بشکنه و منو به کما بکشونه


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 10:57 | |







بازم شکست

دیگه دوستم نداری دیگه نمی خوای نگام کنی دیگه حتی نمی خوای صدام کنی.مگه چی ازت می خواستم؟

نمی دونم کی مقصره ولی این دفعه تورو از همه بیشتر مقصر میدونم دیگه باور ندارم هر کاری بتونی میکنی .

به جون خودت که از همه چی از همه کس بیشتر دوستت دارم

حقم نبود اینطوری بهم پشت کنی.شاید تو دلت میگی به جهنم برو هر جا که دلت می خواد لیاقت منو نداری

منم بعد یه ثانیه برمیگردم و کلی التماست میکنم آره؟

 ولی نه این دفعه دیگه دلمو بد شکستی ببین صدای هق هقم گوشا رو کر کرده ولی تو انگار نمی شنوی دیگه بین منو تو دیوار

 تو اون ور منم این ور واسه تو یار فراوونه این منم که باید در به در دنبال یاربگردم .ببین منو به کجا کشوندی

 که دارم با تو با تویی که از خودم به خودم نزدیک تربودی این طوری حرف میزنم

 باورم نمیشه که واسه یه لحظه احساس کردم دوستت ندارم به ولای علی باورش حتی واسه یه لحظه هم واسم محال بود

 باورم نمیشه حتی واسه یه لحظه از دلم بیرون رفتی.ولی تو تو اصلا منو نمی بینی مگه چه کار بدی کردم که باهام اینطوری میکنی ؟

مگه چیکار گفتی و نکردم که داری داغونم میکنی؟مگه غیر این بود که همیشه دلم باهات بود؟

دروغ میگم بگو دروغ میگی بگو دیگه چرا ساکتی

چرا جواب اشکامو نمی دی نکنه اینارم نمیبینی؟دلم شکست همه صداشو شنیدن جز تویی که باید می شنیدی دلم می خواست

 فقط تو صداشو می شنیدی ولی نشنیدی تازه واسه یه زخم مرهم گذاشته بودم تازه آروم شده بودم

 تازه دونه دونه تیکه های دلمو به سختی پیوند زده بودم چرا دوباره شکستی؟

می بینی مثل دیوونه ها شدم دیگه نمی دونم چی دارم میگم.همینو می خواستی دیگه

 می خواستی منو تو این روز ببینی خوب نگام کن .

نگام کن و ببین تو ماه مهربونی خودت یه مهربونی کوچیکو ازم دریغ کردی و چی به روزم آوردی نگام کن هر چند میدونم دیره.

خودت منو شکستی خودتم دوباره از نو میسازی این بار دیگه

 به حرف هیشکی گوش نمی کنم با حرفای هیشکی آروم نمشم خودت باید بیای و باهام حرف بزنی

 خودت باید بیای و آرومم کنی بی واسطه البته اگه هنوزم یه جایی گوشه گوشه دلت دارم

 از همین الان منتظرتم دیر نکنی که همین الانشم خیلی دیره

مثل اینکه زیاد وقتتو گرفتم برو برو وبه بنده های از من بهترت برس من کجا و گوشه نگاه تو.

خدای منم که خودت باشی بزرگه


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 11:34 | |







به نیمکتش نگاه میکنم ، پنج ردیف از من جلوتر ، چقدر موهای طلاییشو دوست دارم ، برمیگرده و نمره ی صدشو نشونم میده و میخنده ، چقد دوست دارم مال من باشه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی ...روم نشد

جشن فارغ التحصیلیه
میاد طرفم و مدرکشو جلو چشام تکون تکون میده ، بهم میگه : تو بهترین دوست منی . سرش رو میاره بالا و گونه ام رو میبوسه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی...روم نشد

پدرشو از دست داده ، دیگه تنهای تنهاست ، تو کلیسا بغلم میکنه ، میگه : حالا دیگه فقط تو رو دارم . گونه ام رو میبوسه ، اشک هاش صورتمو خیس میکنه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی... روم نشد

نصفه شبه ، بهم زنگ میزنه ، داره گریه میکنه ... میگه پسره تنهاش گذاشته ، میخواد برم پیشش ، میرم خونه اش ، سرشو میذاره رو شونه ام و گریه میکنه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی ... روم نشد

رو صندلی کلیسا خشک شدم ، دارم یخ میزنم ، من دوستش داشتم و اون حالا داره ازدواج میکنه ، دلم میخواست همونجا داد بزنم که دوستش دارم ولی... روم نشد

امشب هوا بارونیه ، بازم تو کلیسام... ولی اینبار همه ساکتن ، به تابوتش خیره شدم ، هیچی نمیگفتم ، دفتر خاطراتش هنوز تو دستمه ، دفتر خاطراتی که از توی اتاقش پیدا کرده بودم ، توش نوشته بود : بارها خواستم بهش بگم دوستش دارم ولی... روم نمیشه

کاش اون یه روز بهم بگه دوستم داره


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 19:24 | |







هرگز هيچ حسرتي در دنيا اين چنين يک جا جمع نمي شود که

 در اين سه واژه کوتاه : او ـ دوستم ـ ندارد


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 0:20 | |







وقتی چشم امیدتان به خدا باشد

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید

هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر نپاید


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 18:9 | |







همین امشب از غصه ها میمیرم انتقام خودمو از دوتامون میگیرم

دیگه از دست توام کاری بر نمی یآد باید آروم بگیرم

مثل نور یه شهاب کوچیک رد میشم از تو چشمات

باز دوباره میوفتم از چشمات بی صدا میمیرم

به خوابت نمیام کابوست نمیشم

تو شبای سیاه فانوست نمیشم


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 22:10 | |







بیهوده در اضطراب ماندیم همه

در تاب و تب و عذاب ماندیم همه

این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد

عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 13:11 | |







هر روزی که می گذرد، یک روز به ظهور امام زمان نزدیک تر می شویم؛ اما به خود امام زمان چطور؟

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغض ها که در گلو رسوب شد، نیامدی

خلیل آتشین سخن،تیر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ها دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد، نیامدی


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 21:36 | |







اگر می کاشتی ... نمی گفتی ای کاشکی

برای رسیدن به جای خوش ... نباید جا خوش کرد

اهل تصمیم باش ... شرایط آماده تسلیم است

با سرعت و دقت ... می توان مدال سبقت گرفت

حرکت کن شاید ببازی ... حرکت نکنی حتما می بازی

کسی که دست به سیاه و سفید نمی زند...شطرنج باز خوبی نیست

از دیگران یاد کن ... تا یاد بگیری

عقده خود کم انگاری ... غده بدخیمی ست

باید خود را زیر سوال برد ... تا موفقیت جواب دهد

تنها شباهت انسان ها این است که ... هر کس شناسنامه خود را دارد

شکست خوردی ... شکسته نباشی

از جا کن ... تا از جا کنده نشوی

با تعلل تصمیم بگیر ... تا با تعجیل تسلیم نشوی

هدف را از هوس ...تمیز دهیم

اگر دیگران را همراه ساختی ... مسیر را هموار ساختی

برای پیشرفت ... باید مدام پیش رفت

شاید نبردیم... ولی هنوز نمردیم


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 17:24 | |







بــــــــــــاران

زیر باران بیا قدم بزنیم

حرف نشنیده ای به هم بزنیم

نو بگوییم و نو بیندیشیم

عادت کهنه را به هم بزنیم

و ز باران کمی بیاموزیم

که بباریم و حرف کم بزنیم

کم بباریم اگر ولی همه جا

عالمی را به چهره نم بزنیم

چتر را تا کنیم و خیس شویم

لحظه ای پشت پا به غم بزنیم

سخن از عشق خود به خود زیباست

سخن عاشقانه ای به هم بزنیم

قلم زندگی به دست دل است

زندگی را بیا رقم بزنیم

سالکم قطره ها در انتظار تواند

زیر باران بیا قدم بزنیم


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 16:24 | |







خدا نگهدار

 

[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 15:47 | |







خیال باطل

و شما مي پنداريد که آسمان خـــداوند،همه جا همين يک رنگ است

وچه ابلهانه مي پنداريد

مگر شما در زمين يک رنگ بوديد تا آسمان همين يک رنگ باشد؟

به هر کس ، به وسعت درياي دلش؛آبي آسمان عطا کرديم


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 17:21 | |







شروعی دوباره

بگو با دلی که اسیره چه کنم ؟

با این خاطره های تیره چه کنم گیرم منو یه عمری زنده بذاری با روحی که داره میمیره چه کنم؟

خدایا مگه به درد دل آدما گوش نمیدی مگه ندیدی دلا رو نشونی گرفته پلیدی

 دستای منو بگیرو رهام کن از این نا امیدی از سیاهی به سپیدی

کوک ناقوسه دلم باز منو صدا کن خدا نذار بپوسه دلم آغوشتو وا کن خدا مثل فانوسه دلم شعلشو به پا کن خدا

بگو با نفس بریده چه کنم با این جون به لب رسیده چه کنم می خوام نگم از این غم توی دلم با زجری که به سینه میده چه کنم؟

همه ء غما و گلایه های من از روزگاره دل سوتو کور من تنها و بی کسو بی قراره جز توی آغوشه گرم محبت تو جایی نداره

 با تو کاره غصه زاره


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 17:23 | |







واسم دعا کنید

اومده بودم کارتم رو ... گفتم یه سلامی عرض کنم و بگم بگم که

واسم دعا کنید زیاد ۵ روز دیگه آزمون دارم

مرسی از همتون مخصوصا ...

من که فقط از خدا خواستم که بشه فقط از خودش از شما هم میخوام که واسم دعا کنید

یا علی


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 22:4 | |







رفتم

 سلام

فقط اومدم عيد و بهتون تبريك بگم و برم به نصيبه جون آجي گلم كه تولدش هم نزديكه (تولدت مبارك ) به خاطره سمانه آجي سودابه دكي جون و هيچكي - مفلس خان – بهم بفکریم(علی آقا) و بقیه

اميدوارم تو هفت سين امسالتون سر بلندي و سر بزيري  رو فراموش نكنين

راستی به خاطر حرفای قشنگ و راهنمائی های خوبه هیچکی دکی جون و مفلس خان هم یه دنیا ممنون

امیدوارم همتون به آرزوهاتون برسین

راستی دعا یادتون نره ها واسم یه عالمه دعا کنین

بازم مرسی از همه

لباتون خندون دلاتون شاد

جدي جدي رفتم تا بعد كنكور

مي كشمتون اگه يه روزي بيامو ببينم فراموشم كردين مخصوصا با همه اون كسائي هستم كه اسمشونو اون بالا گفتما

دست علي يارتون خدا نگهدارتون


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 20:48 | |







سلام به همه نا مهربونیا آخه بیشتر از مهربونیا هوای آدم رو دارن

چقدر به اين جمله اعتقاد دارين؟ ازدل برود هر آنكه از ديده رود

سلام به همگي

سلام به همه نا مهربونیا  آخه بیشتر از مهربونیا هوای آدم رو دارن

خوبين؟خوش ميگذره؟معلومه كه ميگذره چرا نبايد بگذره؟

خواستم بيامو يه اعلام وجودي كنم و بگم من هنوز هستما زنده ام نفس ميكشم چرا همتون اين قدر زود فراموشم كردين؟

آهان يادم نبود از دل برود هر آنكه از ديده رود

ولي هنوز 2 هفته هم نشده كه من ديگه آپ نكردما .بازم گلي به جماله خاطره خانم .ممنونم ازش

ولي اين رسمش نبود كه اينطوري دلمو بشكنين فكر كنم بايد دور همه رفيقاي قديمي كه خودشون هم بهتر مي دونن كيانو خط بكشم

آدرس وبلاگمو كه جز اولين پيوندها بود به نيمكت آخر بفرستن.خيلي جالبه نه؟

همه ايرانيا همين طورين نبايد گلايه كرد ببخشيد منم دلم يكم پر بود شايد زياده روي كردم

ولي خوب بهم ثابت شد كه نبايد به هر دستي دست داد الان دستي واسه ياري سمت كسي دراز نميشه

دلم ميخواست برگردم ولي دليلي براي برگشتنم پيدا نكردم انگاري بود و نبودم مهم نبود

فكر ميكردم وبلاگ جالبي دارم آخه خودتون ميگفتين من كه تا به حال از وبلاگ تبليغ نكردم هر كي دوست داشت يه يادگاري ميذاشتو

مبگفت وبلاگت عاليه قشنگه حرف نداره و ... چه دروغاي قشنگي بودن.نه؟

خدا جونم ميبيني همه رو از دلم بيرون كردم ديگه جا واسه تو زياد دارم پس معطل نكن بيا تا دير نشده

چراغ قلبمو فقط به خاطر تو روشن نگه ميدارم روز و شبم واسم هيچ فرقي نداره همون كه تو باهم باشي روزام روشنو شبام پر ستارست

ميبيني همه آدما مثل هم شدن هيچ فرقي با هم ندارن همه دروغاي خوشگل بلدن حرفاي شيرين بلدن نازو كرشمه بلدن لبخند زوري بلدن

دلگیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور مثل همیشه بی عبور

دست علي يارتون خودش نگهدارتون


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 9:49 | |







حــــــــــــــــــــــــــــرف آخــــــــــــــــــــــــــــر

اي همه آرامشم از تو پريشانت نبينم

چون شب خاكستري سر در گريبانت نبينم

اي تو در چشمان من يك پنجره لبخند شادي

همچو ابر سوگوار اينگونه گريانت نبينم

اي پر از شوق رهايي رفته تا اوج ستاره

در ميان كوچه ها افتان و خيزانت نبينم

تكيه كن بر شانه ام اي شاخه نيلوفرينم

تا غم بي تكيه گاهي را به چشمانت نبينم

قصه دلتنگيت را خوب من بگذارو بگذر

گريه درياچه ها  را تا به دامانت نبينم

كاشكي قسمت كني غمهاي خود را با دل من

تا كه سيل اشك را زين بيش مهمانت نبينم

اينم تقديم به خودم كه هيچ وقت خودمو تنها نميزارم


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 19:52 | |







خـــــــــــــدا حـــــــــــــافـــــــــــــظ

گاهي براي بودن بايد رفت

يه سلام نيلوفري به همه كسائي كه از مرداب من ديدن كردن.ميخوام برم

ميرم شايد بعد كنكور برگردم اميدوارم به اون چيزي كه مي خوام برسم و برگردم

از اينكه فكر ميكنم دارم از آرزوهام دور ميشم خسته ام از اين عمر بيهوده خسته ام از اينكه تقريبا همه آرزوي رفتن دارن خسته ام

از اينكه ديگه هيشكي نمي خواد بمونه خسته ام از همه چي خسته ام از همه چي گريم ميگيره.سرتونو درد آوردم ببخشيد

 اميدوارم همه بچه كنكوري ها يه رشته خوب تو هر شهري كه خودشون دوست دارن قبول شن ديگه چيكار ميشه كرد

 ايران آباد ما هم اينطوريه ديگه واسه رفتن به دانشگاه و ادامه تحصيل دادن بايد دست به دامن خدا

و هر چي امامو پيغمبره بشيم تا بوده همين بوده ما هم چاره اي نداريم

البته نا گفته نمونه هيشكي مثل خدا واسه شنيدن حرفات وقت نميزاره

دنبال گوش ديگه اي واسه شنيدن حرفات نرو همه گوششون از اين حرفا پره و خودشون

دنباله يه گوش واسه شنيدن حرفاشون و يه دست واسه پاك كردن اشكاشون ميگردن

از خدا ميخوام به همه آرزوهاي كوچيكو بزرگتون برسين و هيچ وقت تنها نشين

تنهايي رو فقط كسائي كه واقعا تنهان ميشناسن

خداحافظ

شايد اين تلخ ترين خداحافظي عمرم بود شايد

خداحافظ اي همنشين هميشه

خداحافظ اي داغ بر دل نشسته

تو تنها نمي ماني اي مانده بي من

تو را ميسپارم به دل هاي خسته

سر بلند باشید و سر بزیر و سخت


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 19:51 | |







اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 19:51 | |







خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد

کسی را پیدا نکردم که همچین صفتی داشته باشه.حیف شد نه؟؟


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 19:50 | |







باران . م

 باران كُنَد ز لوح ِ زمين نقش ِ اشك پاك

آواز ِدر به نعره ي ِ توفان شود هلاك

بيهوده مي فشاني اشك اين چنين به خاك

بيهوده ميزني به در انگشت ِ دردناك

دانم كه آن چه خواهي ازين بازگشت چيست:

اين در به صبر كوفتن از درد ِ بي كسي ست.

دانم كه اشك ِ گرم ِ تو ديگر دروغ نيستك

چون مرهمي صداي ِ تو با درد ِ من يكي ست.


[+] شاید برای تو نیست اما تو بخوان : بـــــــاران.م در 19:49 | |



<
________________